تبلیغات
. . . - عشق و دیگر هیچ
من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

عشق و دیگر هیچ

 

 

 



نوشته شده توسط :مینا نمازی
شنبه 29 مرداد 1390-09:57 ب.ظ
نظرات() 

What causes the heels of your feet to burn?
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:46 ب.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up.

The words in your content seem to be running off the screen in Ie.
I'm not sure if this is a format issue or something to do with web
browser compatibility but I thought I'd post to let you know.

The design look great though! Hope you get the problem resolved soon. Kudos
BHW
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 09:05 ق.ظ
I was recommended this web site by my cousin. I'm not sure whether
this post is written by him as nobody else know such detailed
about my trouble. You are wonderful! Thanks!
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:43 ق.ظ
Admiring the commitment you put into your website and in depth information you provide.
It's great to come across a blog every once in a while that isn't the same old rehashed information. Excellent read!

I've bookmarked your site and I'm including your RSS feeds to my Google account.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:17 ب.ظ
Hello, every time i used to check webpage posts here in the early hours in the daylight,
for the reason that i enjoy to find out more and more.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 08:05 ب.ظ
Awesome! Its really amazing piece of writing, I have got much clear idea about
from this article.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:19 ب.ظ
Thanks to my father who shared with me about this website,
this webpage is actually remarkable.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:13 ب.ظ
Thanks , I've recently been looking for info approximately this
topic for a while and yours is the greatest I have discovered so far.
But, what concerning the bottom line? Are you positive concerning
the supply?
سینا آرامش
پنجشنبه 10 شهریور 1390 01:10 ب.ظ
سلام
از چپ به راست ، راست به چپ ، چشم های تو
دیكتاتوری كه می بردم رو به انهدام
با یك غزل به روز هستم
و منتظر شما
یا علی
سیدمحسن موسوی
پنجشنبه 10 شهریور 1390 10:07 ق.ظ
"پس لرزه های یک فاجعه"

به وبلاگ دوست عزیزم مهدی شریفی بروید

http://tofanghaayekaaghazi.blogfa.com/

مهدی در مسافرت به سر می برد و وبلاگ را تا آمدنش دست من سپرد.

موفق باشید و سربلند
مخملی
چهارشنبه 9 شهریور 1390 01:49 ب.ظ
سلام مینا جان
عیدت مبارک عزیزم







پلیوار
سه شنبه 8 شهریور 1390 07:38 ب.ظ
سلام
به روزم با
موهای تو کجا می روند عطر ببرند بور
دعوتی
جغرافیای زخمی
سه شنبه 8 شهریور 1390 06:09 ب.ظ
با آرزوی موفقیت روزافزون
باران
سه شنبه 8 شهریور 1390 05:15 ب.ظ
سلاااااااااااااااااااااااااام
مینا جونم خوبی؟فدات بشم که انقد ماهی خیلی بهم لطف داری نازنین

عید سعید فطر پیشاپیش بر تو دوست گلم و خانواده محترمت مبارک
مینا جونم امشب آپ می کنم
منتظر حضور گرمو مهربونت هستم اگه تونستی حتما بیا
پگاه عامری
سه شنبه 8 شهریور 1390 05:07 ب.ظ
سلام مینا جان

سومین کارتو بیشتر دوست داشتم

ممنون
محمد علی رضایی
سه شنبه 8 شهریور 1390 09:50 ق.ظ
الهی !

با خاطری خسته، دل به تو بسته،،
دست از غیر تو شسته ،،
و در انتظار رحمتت نشسته ام،،

بدهی، کریمی،،
ندهی، حکیمی،،
بخوانی ،شاکرم،،
برانی، صابرم،،

الهی !

احوالم چنانست،که میدانی،،
و اعمالم چنین است که میبینی،،
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز،،

الهی !

مشت خاکی را چه شاید،،
و از او چه برآید و با او چه باید؟؟

دستم بگیر یا ارحم الراحمین.....!


التماس دعای فراوان در آخر ماه مبارک

درپناه حق همیشه شادوامیدوار قلمتان هم مانا
م.نهانی
سه شنبه 8 شهریور 1390 06:33 ق.ظ
با درود.
با دو کوتاه جدید به روزم.
و شما دعوت هستید.
سینا آرامش
سه شنبه 8 شهریور 1390 12:42 ق.ظ
سلام
زیبا بود
هر 3 شعر پر از احساس بودن
مریم
سه شنبه 8 شهریور 1390 12:35 ق.ظ
آنچه من میبینم
آمدن دریاست
رستن و از نورستن باغ است
کشش شب به سوی روز است
گذرا بودن موج و گل و شبنم نیست
گر چه ما میگذریم،
راه میماند
غم نیست...
سلام مینا جان.آپم
میكائیل(زخمی تنها)
دوشنبه 7 شهریور 1390 07:42 ب.ظ

دیگر ﻧﻤﯽ گویـــم ﮔﺸﺘـــﻢ
ﻧﺒــــﻮﺩ , ﻧﮕﺮﺩ , نیست!

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ بگویــــم
ﮔﺸﺘـــــﻢ! ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﺑﻮﺩ !
ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ من ﻧﺒﻮﺩ!!
زیبا می نویسید موفق و كامیاب باشید
باران
دوشنبه 7 شهریور 1390 07:33 ب.ظ
سلاااااااااااااااااااام مینای عزیزم

ܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨ ܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓ

برای محبت هایی که عمیقند ، ندیدن و نبودن هرگز بهانه ی از یاد بردن نیست

ܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨ ܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓ
امیر سنجوری
دوشنبه 7 شهریور 1390 12:21 ب.ظ
سلام

من هم بی دعوت نمی توانم روی شعر کسی نقد بنویسم

هر سه کار به نظر من در یک سطح و اندازه هستند و هر سه سرشار از حسی که برای زیبایی بیشتر نیازمند تکنیک های زبانی بهتری است
و زبان حرفه ای تری


امیدوارم روند مطالعه ات را قطع نکنی



ارادتمند:
امیر سنجوری
دوشنبه 7 شهریور 1390 08:04 ق.ظ
* اعترافات من به عنوان یکی از دستگیر شدگان وقایع اخیر

* چیزهایی که شاید باورتان نشود

* دانلود قسمت هایی از یک برنامه تلوزیونی با حضور و شعرخوانی من

* رفع فیلتر یکی از صفحات وبلاگم... البته به قیمت حذف مطلب

* چندتا عکس از اینجا و آنجا

* و یک سری دغدغه های دیگر که برایتان توشته ام




حالا هم آمده ام از ت دعوت کنم بیایی , بخوانی , چیز بنویسی ....
میکائیل بخشش
یکشنبه 6 شهریور 1390 10:10 ب.ظ
سلام
از شعرهات لذت بردم بزرگوار
مخصوصا سومی
ممنون که سر زده بودید...
شیخ اخراج
یکشنبه 6 شهریور 1390 07:39 ب.ظ
سلام و درود.
در این روزهای گرانبهای ماه مبارک رمضان
من را از دعای خیر خویش بی بهره نذارید.
مسافر تنها
یکشنبه 6 شهریور 1390 04:35 ب.ظ
از پشت ابرهای تیره آسمان
غروبهای سرخ رنگ پائیز
از راه می رسد
تا چشمان غمگین
کودکان را غمگین تر سازد،
در میان شعله های رنگی پائیز
کوله باری از خاطراتم را
به تصویر میکشم
تا روزی آنها را
به دست فراموشی بسپارم-
اما نه ...
وقتی بغض گلویم را می فشارد
همچون ابرهای باران
بر روی گونه های سرد درختان
شروع به باریدن می کند
و در زیر قدمهای خسته زمان
فریاد میکشد،
اشکهایم را بر سنگفرشهای کوچه
و در لا به لای ترانه های باران
جاری می سازم
که همچون حبابهایی کوچک
میان قاب عکس خالی اتاق
غصه تنهایی پری دریایی را
زمزمه می کند.
دیگر قاصدکی نیاز نیست
زیرا که ....
چشمان آسمان سخت می گریند
و خورشید چهره خسته اش را پشت ابرهای تیره پنهان می سازد.......
در آخرین روزهای ماه مبارک التماس دعا دارم
من همیشه بهت سر میزنم خوشحال میشم بیای پیشم
امیر سنجوری
یکشنبه 6 شهریور 1390 02:10 ب.ظ
* اعترافات من به عنوان یکی از دستگیر شدگان وقایع اخیر

* چیزهایی که شاید باورتان نشود

* دانلود قسمت هایی از یک برنامه تلوزیونی با حضور و شعرخوانی من

* رفع فیلتر یکی از صفحات وبلاگم... البته به قیمت حذف مطلب

* چندتا عکس از اینجا و آنجا

* و یک سری دغدغه های دیگر که برایتان توشته ام




حالا هم آمده ام از ت دعوت کنم بیایی , بخوانی , چیز بنویسی ....
ناتانائیل
یکشنبه 6 شهریور 1390 01:51 ب.ظ
سلام عزیز
ممنونم از حضور مهربونت
و خوشحالم از آشناییت

خوندمت گلم
با کار کردن روی تصاویر شعرت و اونها رو به یه سطح بالاتر رسوندن می تونی کارهای نابی رو خلق کنی
مثلا اینجا:

باز برایم كفش قرمز می خری
ومن راه می روم
روی ابرهایی كه برایم فرش كرده ای
اما بیدار كه می شوم...

سه سطر اولی رو خیلی دوست داشتم
ولی به "اما" که رسیدی یه جورایی از قوت کار کم شد...

برات آرزوی شادی دارم و
مانا باشی نازنین

صفا
یکشنبه 6 شهریور 1390 08:12 ق.ظ
تو را من دوست می دارم ، تو را با عمق احساسم

بیا بر شام غمگینم هر از گاهی به مهمانی

مهدی شریفی
یکشنبه 6 شهریور 1390 04:03 ق.ظ
سلام
و این یعنی فاجعه

لطفن به وبلاگ من بیایید

یک فاجعه در انتظار شماست
حمید.
شنبه 5 شهریور 1390 10:52 ب.ظ
سلام

الآن خوب شد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر






نمایش نظرات 1 تا 30